خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیمالهیییی شکرررررررت که روز اول ماه رجب امسال رو هم دیدم و توفیق دادی روزه بگیرم.امروز شنبه ست، هفته پیش سه شنبه رفتم قزوین و امروز صبح با قطار برگشتم. وقتی اومدم مامان به زور جواب سلامم رو داد و حتی نپرسید میثم هست یا نه! بعد هم که تو اتاق خوابم برد پاشدم از سرما تو چه وضع بدی بودم و حتی یه چادر روم ننداخته بود. الانم که ناهار رو گذاشتن و خوردن و حتی صدامم نزدن. کلا هم باهام حرف نمیزنن و انگار نه انگار من وجوددارم.عیبی نداره، زمین خدا گرده. والله یادم نمیره این کارا و این رفتارا و این روزا رو. یادم نمیره و نوبت منم میرسه نه باری تلافی که در شان من نیست. من خانواده ندارم و برای همیشه این آدما رو حذفشون کردم. آدمایی که از هیچ توهین و بی احترامی و اذیتی فروگزار نکردن و همه جوره عذابم دادن. نوبت منم میرسه و اون موقع منم با یادآوری این روزا بلدم چجوری رفتار و رفت و آمد کنم. ان شاءالله بحق و حرمت این ماه عزیز، خداجونم تو رو به آبروی صاحب این ماه آقا امیرالمومنین منو نجات بده از این شرایط. واقعا ازشون بدم میاد و خسته م بی نهااااااااااایت.خدا تور و به آبروی امام زمانم ندا رو به مشکلات و رنج هایی دچار کن که انقدر مشغول بشه که شرش و فتنه ش از سرمون کم بشه. خدایا من ازاین دو تا متنفرررررررررررم و تا آخر عمرم یام نمیره کاراشون و بلاهایی که از وقتی که از قم اومدم سرم آوردن.مولای من! به خاطر این بغض همیشگی و این چشمای همیشه خیسم واین قلبم هزارهزار تکه تکه شده م و این غرور و احساس له شده، منو نجات بده از این خونه و خییییییلی زودتر از چیزی که فکرشو بکنم من حیث لایحتسب یه خونه خوب برامون بگیر و نجاتم بده. نااااااهید، وای به حالت اگه مثل همیشه که همه چیز یادت میره و ا

برچسب: نویسنده: مهسا اسدی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 18:40

بسم الله الرحمن الرحیمامروز نیه شعبان بود، سومین سالگرد عقدمون (15 شعبان 1439). امروز هم به یکی از بدترین روزهای زندگیم تبدیل شد که به بغض و گریه و پر از حال بد و ناراحتی گذشت.خدای مهربونم چرا؟ چرا من باید این شرایط وحشتناک رو تحمل کنم؟ بای ذنب؟؟؟؟؟پریروز از روستا برگشتیم، چه توهین ها و رفتارهای زشتی که باهامون نشد. چه حالای بدی رو که من و میثمم تجربه نکردیم. خدااااااااااااا از این به اصطلاح! مادر و خانواده متنفررررررررررررم. جرم ما چیه؟ کجایی خدا؟ ببین اشکامو. ببین حال بدمو. ببین این بغض لعنتی همیشگی رو که داره خفه م میکنه. بس نیست؟ ک قراره منم روی خوش زندگ رو ببینم؟ من بیچاره که همیشه سعی میکنم خوب باشم. چرا اینا هرچی ظلم میکنن انگار خوشحال ترن؟ چی دارم میگم من؟خداجونم... تورو به آبروی حضرت زهرا بهمون رحم کن. من واقعا دیگه نمیتونم. لبریزترینم. دارم دق میکنم.رفتارا و بی محلی ها و توهین هایی که این زن بلانسبت مادر به من و میثم کرد رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. از آب گل ماهی گرفتن و توهین و بیشعوری های مونس و سعید و موش دووندن های حمید رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. از اون دوتا افریطه هیچ وقت نمیگذرم.خدایا من از این دنیا و آدماش بدجور بریدم و خسته م. آخ که چقدر رگ لطیف و شیرین و تسکین دهنده ست.

برچسب: نویسنده: مهسا اسدی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 18:40

اعوذ بالله من الشیطان الرجیمبسم الله الرحمن الرحیم استغفرالله ربی و اتوب الیه برای همه این مدت، برای همه ی این مدت که به همه متوسل شدم! غافل از اینکه تو مولای اگه اراده کنی و به چیزی بگی کن، فیکون میشه.از اون همه بدو بدو و اصرار و التماس به سلیمی تا ستاد تا پیگیری از اییین همه آدم. اما انگار تو مولای کریم من صلاح من رو در چیز دیگه ای قرار دادی و بهم گفتی "فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ". اگه چیزی برای دیگران خیلی خیلی راحت و حتی به رغم میل باطنیشون اوکی شده و الانم راضین دلیل نمیشه برای تو هم همون بهترین باشه. خداجونم منو ببخش که غفلت و فراموش کردم که تو هستی، که تو زنده ای، تو تواناترینی، تو داری منو میبینی و خیرترین خیر ممکن رو برامون میخوای.خدایا من با توکل به خودت رها کردم. تو رو بهآبروی امام رضا جانم خیرترین خیر ممکن رو برامون به وجود بیار، کار راحت تر، درآمد بیشتر، خیر و راحتی دنیا و آخرت. خداجونم به خودت قسم وقتی آدم بخه خلقت متوسل میشه خار و ذلیل و کوچیک میشه و ناآروم و ناآروم تر، ولی وقتی به تو پناه ماره، به سمت تو فرار میکنه آروم و آروم و آروم تر میشه. تو قادر مطلقی، تو ارحم الراحمینی، هیچ وقت حساب کارا از دست تو خارج نمیشه، هچ وقت بندتو رها نمیکنی، بنده کوچیک ضعیف ناتوانت رو. خداجونم کمکم کن رها کنم ما سوی الله رو. تو هستی، حضرت مادر خانوم خدیجه کبری هستن، امام زمانم هستن، وای به من بدبخت بیچاره، وااااااااای.تو خدای مایی، همون خدایی که با هیچچچچچچچی به دو تا دانشجو با درآمد صفرتومن خونه و ماشین و یه عالمه وسیله خوشگل داد. همون خدایی که بدون اینکه مییثم بره مصاحبه تاییدش کرد. مولای من تو لحظه ای ما رو ب

برچسب: نویسنده: مهسا اسدی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 18:40

صفحه بندی